.




.


درباره :♫ سلام! ♫ من محمدم دانشجوی رشته کامپیوتر از جمله تفریحاتم گوش کردن موسیقیه گاهی گداری بیرون پارکها... قصدم از اینجا اومدن پیدا کردن دوست بوده که از اسم وبلاگ گویا پیداس!! خنده شادی زیاد و غم و غصه هم به جاش... داریم! امیدوارم از بلاگم خوشتون بیاد! تا امروز میرفتم وبلاگای دیگه میگفتم چرا همه میگن نظر یادتون نره حالا میبینم جا داره اضافه کنم نظر یادتون نره! ایمیل بزنید هم اصولا جواب میدم! امید دارم بهتون خوش بگذره! حتی یه ذره!
پروفایل مدیر : محمد بهاری




RSS
من روانشناس نیستم!!
کلمات کلیدی :
نویسنده محمد بهاری تاریخ ارسال ۱۳٩٠/٢/٢۸ در ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ

بازم سلام!!

من دوباره اومدم!
تو این مدت کامنتارو چک می کردم . خب مثل اینکه خیلیا رو یه کم میشناسم بعضیارو هم اصلا نمیشناسم!! نه اینکه اصلا ها (کسایی رو میگم که فقط یه بار اومدن) از رفتارای خیلیاتون خیلی خوشم اومد بعضیارم نه اینکه بدم بیاد ولی حال نکردم!
البته این به این معنی نیست که بگم دیگه اینورا پیداتون نشه!!!(چقد من رو دارم!)
یه موضوعیه الان منو زیاد اذیت میکنه اینه که بعضیا گفتن که چرا اگه من تنهام حرفام بویی از تنها بودن نداره البته خودشون هم جواب خودشونو دادن اما جواب من  به این دوست عزیز تر از جانم! خیلی از نویسنده ها راجع به تنهایی مینویسن خیلیا هم راجع بهش حرف میزنن اما هیچ کدوم اونا فکر نمیکنم تنهایی رو حس کرده باشن !! کسانی که تو مطالبشون از تنهایی عشق یا خیلی چیزای دیگه حرف میزنن مطمئنا تعداد زیادیشون از تکنولوژی کپی پیست! استفاده می کنن(البته خیلیا هم واقعا خودشون مینویسن که این موضوع اصلا به اون دسته افراد وارد نیست!!) موضوع اینه که کسی که احساس تنهایی میکنه نمیتونه احساسشو بیان کنه به این دلیل که احساسات قابل بیان کردن نیستن! خودتون تو این فیلمای مثلا عاشقانه (یا حالا هر موضوع دیگه ای ) دیدین که طرف میگه من ماکلماتم نمی تونم احساسم رو نسبت به تو ابراز کنم! پس هرکس درباره یه موضوع خیلی قشنگ حرف میزنه به این معنی نیست که اون موضوع یا احساس رو در خودش داشته باشه وگرنه داستان نویسای فیلمای ترسناک از خونشون نباید بیرون بیان! چون احتمالا از همه چیز میترسن! یا رمان نویس داستان عاشقانه هر روز عاشقه!
بعضیا هم گفتن چند سالمه که انقد احساس تنهایی میکنم! مگه احساس تنهایی کردن به سن و سال ربط داره!؟ ممکنه یه بچه 7 ساله بین اون همه دوستش تو مدرسه احساس تنهایی کنه یا یه پیر مرد 96 ساله تو خانه سالمندان دور از بچه هاش اصلا نفهمه تنهایی چی هست! ممکنه یه نفر صدها دوست و آشنا داشته باشه اما باز تنها باشه! چو تنهایی یه احساسه! توی دنیا فقط یهک من وجود داره بقیه افراد دور و اطرافمون همه تو هستن! هیچکی دنیا رو از دریچه چشمای نفر دیگه نمیبینه پس نمی تونه بگه من میفهمم تو چه احساسی داری!وقتی میبینی یکی پاش شکسته فقط به یاد پای خودت میوفتی که مثلا قبلا شکسته بودیاد دردش میوفتی بعد میگی خیلی درد داره میدونم! در صورتی که شاید دردی که تو حس کردی با دردی که اون الان داره حس میکنه کلی فرق کنه!

خب روده درازی بسه فقط خواستم یه کم(!) حرف زده باشم! اگر کسی نظر موافق یا مخالف داره بگه ! چون منم روانشناس نیستم دانشجوی 22 ساله رشته کامپوترم! (صرفا جهت اطلاع!)

اینا هم همش حرفای دلم بود! الان بهترم!
پیش پیش روز مادر رو به همه مادرا و مادرای آینده تبریک میگم!

تا آپ بعدی بای!

هنوز که واسادین ! برین نظر بدین! منتظرم!!

بای!

اگر نوشتش مشکل دارشت دلگیر نشین مشکل از کافی نته!!



.:: نظرات () ::.
عناوين مطالب وبلاگ پایان تنهایی های من
:: ::

.:: Design By : wWw.Theme-Designer.Com ::.